داستان عشق

داستان عشق

[Verse]
یه روز تازه است, خورشید درخشان است
من احساس ریتم درونم دارم, امشب یه شب وحشی خواهد بود
دوستاتو بگیر و به زمین بزن, بذار موسیقی کنترل رو بگیره
ما می‌خوایم مثلی که فردایی نداره رقص بزنیم، خودمونو در جریان گم کنیم
  
[Verse 2]
ضربه‌ی قلبا زنده اند, مردم می‌پرن, ما در منطقه خودمونیم
با هر حرکتی که می‌کنیم، شب رو به شعله ور می‌کنیم، اوه
احساس انرژی، برقیه، جادو در هواست
ما زیر آفتاب رقص می‌کنیم، هیچ چیز دیگه مقایسه‌اش نمی‌کنه
  
[Chorus]
به رقص بپر، هیچکس به ما نگاه نمی‌کنه، ریتم رو گرفتن
احساس کنید که موسیقی از طریق شما حرکت می‌کنه، چیزی برای اثبات کردن نیست
ما زنده ایم، آزادیم، بذار ریتم ما رو آزاد کنه
در زیر آفتاب رقص می‌کنیم، اونجا که می‌خوایم باشیم