Love Story

[Vers1]
چشمام خسته‌ست،
فکرم شلوغه،
دلم گرفته،
حالم یه جوره...

صبح تا شب،
دنبالِ کار،
شب که می‌شه،
می‌مونم بیدار...

نه حوصله،
نه حرفِ تازه،
یه دل خسته،
یه مَغزِ آشُفتِ 

دیگه حال ندارم،
هیچی به دلم نیست،
می‌خندم جُلُ مَردُمْ،
ولی دلم خوش نیست...

رضا فاکسم،
ولی خسته‌م از این راه،
یه عمر دَویدَمْ
هنوز موندم سرِ جای اول...

دیگه حال ندارم،
حوصله کم شده،
هرچی ساختم توی عمرم،
یه‌جوری گم شده...

(Vers2)
گوشی رو سایْلِنْتْ،
درها رو بستم،
با خودم تنهام،
با خودم نشستم...
آره نشستَمْ

من از اون آدمام،
که دردشو نِمی‌گِ،
می‌خَنْدِ وُ رَدْ می‌شِ،
ولی شب خوابَمْ  نمی‌بَرِ...

(Vers3)
شاید فردا،
یه روزِ بهتر باشه،
شاید دوباره،
دلم با دنیا راه بیاد...

فعلاً بذار،
سُکوتْ کُنَمْ یِ کَمْ،
رضا فاکس خسته‌ست،
ولی هنوز سَرپاست...